الشيخ محمد الشعيري السبزواري ( مترجم : خويدكي )
34
جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي )
وتعالى على را از پشت أبو طالب ( 1 ) وسپرد أو را ببهترين شكمها كه آن شكم فاطمة بنت أسد است گفت أبو طالب در وقتي كه گذشته بود سه يك شب گرفت فاطمه را آنچه ميگيرد زنان را نزد زائيدن پس گفتم أو را كه چيست حال تو اى بهترين زنان گفت مييابم دردى پس خواندم بر وى آنچه كه در آنست رستگارى پس ساكن شد بعد از آن خواندم زنان را تا يارى كنند أو را در كار أو پس چون زائيد أو مانند آفتاب بود در وقت طلوع پس بسجده رفت وگفت اشهد ان لا اله الّا اللَّه وحده لا شريك له واشهد انّ محمّد عبده ورسوله وگفت بوى ختم ميكند خدا پيغمبرى را وبمن تمام ميكند وصيت را بعد از آن چون گذاشتم أو را در كنار بانگ برداشت كه السّلام عليك اى مادر من چيست خبر پدر من گفت در نعمتهاى خدا باز ميگردد ودر دوستى أو تنعم ميكند گفت جابر يا رسول اللَّه بدرستى كه مردمان ميگويند كه أبو طالب كافر مرد فرمود يا جابر پروردگار تو داناتر است بغيب بدرستى كه شبى كه مرا به آسمان بردند رسيدم بعرش پس ديدم چهار نور پس گفتند مرا كه اين جد تو است عبد المطلب واين عم تو است أبو طالب واين پدر تست عبد اللَّه واين پسر عم تست جعفر بن أبي طالب پس گفتم الهى بچه يافتند اين درجه را گفت بپوشاندن ايمان را وظاهر كردن كفر را تا وقت مرگ . فصل ششم در بزرگوار داشتن أولاد پيغمبر ( ص ) ( 2 ) كه فرمود خداى تبارك وتعالى به پيغمبر خود قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى يعنى بگو يا محمد ( ص ) نميخواهم از شما مزدى مگر دوستى فرزندان وگفت رسول اللَّه ( ص ) واجبست شفاعت من از براي هر كه يارى كند فرزند فرزند مرا بدست خود وزبان خود ومال خود گفتهست ابن بابويه قمى در كتاب امالى كه فرمود رسول خدا ( ص ) كه چون بايستم در مقام محمود شفاعت كنم صاحبان گناهان